ترجمه "obeisance" به فارسی

احترام, کرنش, تعظیم بهترین ترجمه های "obeisance" به فارسی هستند.

obeisance noun دستور زبان

Demonstration of an obedient attitude, especially by a bow [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • احترام

    noun

    Orlando now performed in spirit a deep obeisance to the spirit of her age

    اکنون ارلاندو از نظر روحی نسبت به روح زمانهی خود عمیقا احساس احترام میکرد،

  • کرنش

    noun
  • تعظیم

    noun

    and Mr. Collins having been in waiting near the lodges, to make them his parting obeisance,

    آقایکـالینزکـهکـنار اقامتگاهشان منتظر مانده بود تا به نشانه خداحافظی تعظیم غرایی بکند،

  • ترجمه های کمتر

    • تواضع
    • اطاعت
    • بزرگداشت
    • سپاسگزاری
    • تعظیم و تکریم
    • تواضع و احترام
    • سلام و علیک مودبانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " obeisance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "obeisance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه