ترجمه "obesity" به فارسی

چاقی, چاقي, بیشوزنی بهترین ترجمه های "obesity" به فارسی هستند.

obesity noun دستور زبان

the state of being obese due to an excess of body fat [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چاقی

    noun

    act or state of being obese [..]

    There are costs to the environment, costs from new health problems like obesity.

    هزینه های محیط زیست، هزینه هایی که از مشکلات جدید سلامتی مثل چاقی ناشی شدهاند.

  • چاقي

    Her husband was so obese the liposuction took a week!

    شوهر ايشون اونقدر چاق بود که چربي زدايي يک هفته طول کشيد!

  • بیشوزنی

  • ترجمه های کمتر

    • فربهی
    • تنومندی
    • وزن اضافي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " obesity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "obesity"

عباراتی شبیه به "obesity" با ترجمه به فارسی

  • (بسیار) فربه · بسیار چاق · چاق · گوشتگن
  • (بسیار) فربه · بسیار چاق · چاق · گوشتگن
  • (بسیار) فربه · بسیار چاق · چاق · گوشتگن
اضافه کردن

ترجمه های "obesity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه