ترجمه "objectify" به فارسی

برونی کردن, به حالت عینی در آوردن, بی شخصیت کردن بهترین ترجمه های "objectify" به فارسی هستند.

objectify verb دستور زبان

to make something (such as an abstract idea) possible to be perceived by the senses [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برونی کردن

  • به حالت عینی در آوردن

  • بی شخصیت کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • ظاهری دانستن
    • عینیت دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " objectify " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "objectify" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه