ترجمه "obsequial" به فارسی

وابسته به آیین تشیع جنازه با ختم مرده ترجمه "obsequial" به فارسی است.

obsequial adjective دستور زبان

Relating to an obsequy or funeral rite.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وابسته به آیین تشیع جنازه با ختم مرده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " obsequial " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "obsequial" با ترجمه به فارسی

  • (قدیمی) وظیفه شناس · بادمجان دور قاب چین · بله قربان گو · تملق آمیز · سبزی پاک کن · فرمانبردار · متملق · چاپلوس
  • فرمانبرداری · مجلس ترحیم یا تجلیل متوفی
  • مراسم کفن و دفن
  • متملقانه · چاپلوسانه
  • تملق · مداهنه · مزاج گویی · چاپلوسی
  • (قدیمی) وظیفه شناس · بادمجان دور قاب چین · بله قربان گو · تملق آمیز · سبزی پاک کن · فرمانبردار · متملق · چاپلوس
اضافه کردن

ترجمه های "obsequial" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه