ترجمه "obsequiously" به فارسی
متملقانه, چاپلوسانه بهترین ترجمه های "obsequiously" به فارسی هستند.
obsequiously
adverb
دستور زبان
In an obsequious manner. [..]
-
متملقانه
An olive skinned youth from one of the Universities stood obsequiously by.
جوانی با پوست زیتونی رنگ از یکی از دانشگاه متملقانه کنار او ایستاده بود.
-
چاپلوسانه
a vice president of the firm, a smiling man with an obsequious manner and cold eyes.
او مردی متبسم با رفتاری خادمانه و چاپلوسانه، و چشمانی سرد و بی روح بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " obsequiously " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "obsequiously" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی) وظیفه شناس · بادمجان دور قاب چین · بله قربان گو · تملق آمیز · سبزی پاک کن · فرمانبردار · متملق · چاپلوس
-
فرمانبرداری · مجلس ترحیم یا تجلیل متوفی
-
وابسته به آیین تشیع جنازه با ختم مرده
-
مراسم کفن و دفن
-
تملق · مداهنه · مزاج گویی · چاپلوسی
-
(قدیمی) وظیفه شناس · بادمجان دور قاب چین · بله قربان گو · تملق آمیز · سبزی پاک کن · فرمانبردار · متملق · چاپلوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن