ترجمه "obsequious" به فارسی
چاپلوس, فرمانبردار, متملق بهترین ترجمه های "obsequious" به فارسی هستند.
obsequious
adjective
دستور زبان
(archaic) Obedient, compliant with someone else's orders or wishes. [..]
-
چاپلوس
adjective -
فرمانبردار
adjectiveI can't believe you were so obsequious with that man.
من اعتقاد دارم که تو در مقابل اون مرد خيلي فرمانبردار بودي
-
متملق
-
ترجمه های کمتر
- (قدیمی) وظیفه شناس
- بادمجان دور قاب چین
- بله قربان گو
- تملق آمیز
- سبزی پاک کن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " obsequious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "obsequious" با ترجمه به فارسی
-
فرمانبرداری · مجلس ترحیم یا تجلیل متوفی
-
وابسته به آیین تشیع جنازه با ختم مرده
-
مراسم کفن و دفن
-
متملقانه · چاپلوسانه
-
تملق · مداهنه · مزاج گویی · چاپلوسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن