ترجمه "observatory" به فارسی
رصدخانه, زیج, زیچ بهترین ترجمه های "observatory" به فارسی هستند.
observatory
noun
دستور زبان
A place where stars, planets and other celestial bodies are observed, usually through a telescope. [..]
-
رصدخانه
nounplace where celestial bodies are observed [..]
You never got to go to that observatory in Colorado, right?
تو هرگز به اون رصدخانه در کلرادو نرفتی ، درسته ؟
-
زیج
-
زیچ
noun
-
ترجمه های کمتر
- (نجوم) رصد خانه
- دیدبان گاه
- رصد خانه
- چشم اندازگاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " observatory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Observatory
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Observatory" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Observatory در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "observatory"
عباراتی شبیه به "observatory" با ترجمه به فارسی
-
تلسکوپ کک
-
رصدخانه یرکیز
-
رصدخانه بین المللی کوه گراهام
-
تلسکوپ فضایی
-
رصدخانه مونوکی
-
تلسکوپ امامتی
-
رصدخانه آپاچی پوینت
-
رصدخانه آفریقای جنوبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن