ترجمه "obstructionist" به فارسی
خرابکارانه, (به ویژه در پارلمان و از راه نطق های طولانی و تاخیر آفرین) خرابکار, اشکال تراش بهترین ترجمه های "obstructionist" به فارسی هستند.
obstructionist
noun
دستور زبان
someone who systematically obstructs the actions of others [..]
-
خرابکارانه
-
(به ویژه در پارلمان و از راه نطق های طولانی و تاخیر آفرین) خرابکار
-
اشکال تراش
noun
-
ترجمه های کمتر
- باطل کننده
- مانع انداز
- مسدود کننده
- کار خراب کن
- کار شکن
- کار شکنانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " obstructionist " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن