ترجمه "obtain" به فارسی

گرفتن, بدست آوردن, تحصیل کردن بهترین ترجمه های "obtain" به فارسی هستند.

obtain verb دستور زبان

(transitive) To get hold of; to gain possession of, to procure; to acquire, in any way. [from 15th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرفتن

    verb

    Didn't you realize that a confession obtained at the point of a gun is worthless?

    حالا متوجه شدهاید که استفاده از اسلحه برای گرفتن اقرارنامه از کسی کار بی فایده ایست؟

  • بدست آوردن

    When our supply of water ran out, obtaining more was difficult.

    وقتی ذخیرۀ آب مان تمام شد، بدست آوردن آن مشکل بود.

  • تحصیل کردن

    verb

    Will you remember us to him and ask him to solicit for me the same favor that he will have obtained?

    بگویید که از بهر خود هرچه از کاردینال تحصیل کرد، از برای بنده نیز استدعا نماید.

  • ترجمه های کمتر

    • به دست آوردن
    • تحصيل كردن
    • حکم فرما بودن
    • فراهم آوردن
    • فراهم بودن
    • متحمل شدن
    • نائل شدن
    • وارد آمدن
    • وجود داشتن (شرایط و غیره)
    • کسب کردن
    • گیر آوردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " obtain " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "obtain" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "obtain" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه