ترجمه "obtainable" به فارسی
یافتنی, بدست آمدنی, بدست آوردنی بهترین ترجمه های "obtainable" به فارسی هستند.
obtainable
adjective
دستور زبان
Capable of being obtained or procured. [..]
-
یافتنی
-
بدست آمدنی
-
بدست آوردنی
-
قابل حصول
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " obtainable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "obtainable" با ترجمه به فارسی
-
بدست آوردن · به دست آوردن · تحصيل كردن · تحصیل کردن · حکم فرما بودن · فراهم آوردن · فراهم بودن · متحمل شدن · نائل شدن · وارد آمدن · وجود داشتن (شرایط و غیره) · کسب کردن · گرفتن · گیر آوردن
-
حصول بدست آوری
-
)فده( ندیسر
-
حصول · نیل
-
ندروآ تسدب
-
بدست آوردن · به دست آوردن · تحصيل كردن · تحصیل کردن · حکم فرما بودن · فراهم آوردن · فراهم بودن · متحمل شدن · نائل شدن · وارد آمدن · وجود داشتن (شرایط و غیره) · کسب کردن · گرفتن · گیر آوردن
-
بدست آوردن · به دست آوردن · تحصيل كردن · تحصیل کردن · حکم فرما بودن · فراهم آوردن · فراهم بودن · متحمل شدن · نائل شدن · وارد آمدن · وجود داشتن (شرایط و غیره) · کسب کردن · گرفتن · گیر آوردن
-
بدست آوردن · به دست آوردن · تحصيل كردن · تحصیل کردن · حکم فرما بودن · فراهم آوردن · فراهم بودن · متحمل شدن · نائل شدن · وارد آمدن · وجود داشتن (شرایط و غیره) · کسب کردن · گرفتن · گیر آوردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن