ترجمه "occlusion" به فارسی

انسداد, گرفتگی, (آواشناسی) بندش بهترین ترجمه های "occlusion" به فارسی هستند.

occlusion noun دستور زبان

The process of occluding, or something that occludes. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انسداد

    History of fatigue, and two years ago she had a retinal vein occlusion.

    در شرح حالش سابقه خستگي و همچنين انسداد وريد شبکيه چشم را 2 سال پيش ذکر ميکنه

  • گرفتگی

  • (آواشناسی) بندش

  • ترجمه های کمتر

    • (دندانپزشکی) خوب جفت شدن (دندان های بالا و پایین)
    • بسته شدگی
    • بند آمدگی
    • رجوع شود به occluded front
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " occlusion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "occlusion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه