ترجمه "occult" به فارسی

پنهان, نهان, رازآميز بهترین ترجمه های "occult" به فارسی هستند.

occult adjective verb noun دستور زبان

(transitive, astronomy) To cover or hide from view. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پنهان

    adjective

    secret; hidden from general knowledge; undetected

    She hooked me up in the occult scene.

    اون منو تو صحنه پنهان شدن گیر انداخت

  • نهان

    adjective

    secret; hidden from general knowledge; undetected

    is two occult, adamantine darts

    نيزه هاي درخشان دو رمز نهان باخود دارند

  • رازآميز

    adjective

    related to the occult

  • ترجمه های کمتر

    • مخفي
    • مرموز
    • سری
    • نهفت
    • رمزی
    • مخفی
    • کیمیایی
    • مکنون
    • نهفتن
    • مستور
    • پوشیده
    • (نجوم) تحت الشعاع قرار دادن یا گرفتن
    • اسرار آمیز
    • جلو نور ستاره ی دیگر را گرفتن
    • دارای درک انسانی
    • علم غیب
    • قایم کردن
    • نهانش کردن
    • نهفته
    • وابسته به سحر و جادو یا ستاره خوانی و طالع بینی
    • ویژه ی خواص
    • پنهان پژوهی
    • پنهان کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " occult " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Occult
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نهانشناسی

عباراتی شبیه به "occult" با ترجمه به فارسی

  • خون پنهان در مدفوع
  • (نجوم - پنهان شدن ستاره در پشت ستاره ی دیگر یا در پشت ماه و غیره)نهانش · اختفاء · تحت الشعاع قرار گیری · مکنونیت · ناپدید شدگی · ناپدیدی · نهان بودی · نهفتگی · کسوف یا خسوف · گرفتگی
  • پنهانی · پوشیدگی
  • (در برج های دریایی و کشتی ها و غیره) چراغ ممتد · چراغ نا پیوسته · چراغ چشمک زن (که دوران روشنایی آن برابر یا بیشتر از دوران تاریکی آن است)
  • اعتقاد به سحر و جادو · نهان جویی · نهان گرایی
اضافه کردن

ترجمه های "occult" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه