ترجمه "offal" به فارسی
لاشه, احشا, آشغال بهترین ترجمه های "offal" به فارسی هستند.
offal
noun
دستور زبان
The rejected or waste parts of a butchered animal. [..]
-
لاشه
noun -
احشا
noun -
آشغال
noun
-
ترجمه های کمتر
- وازده
- (قصابی) دل و جگر و کله پاچه و خون و غیره (که مرغوبیت گوشت را ندارد)
- (قصابی) دل و روده
- احشا (فراوردههای فرعی گوشت)
- جگر به عنوان غذا
- دور انداختنی
- ريه به عنوان غذا
- زبان به عنوان غذا
- زوائد درون شکم جانور ذبح شده
- شكمبه به عنوان غذا
- فراوردههای فرعی گوشت
- قلب به عنوان غذا
- كليه به عنوان غذا
- مغز به عنوان غذا
- مواد زائد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " offal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن