ترجمه "offend" به فارسی

رنجاندن, آزردن, رنجیدن بهترین ترجمه های "offend" به فارسی هستند.

offend verb دستور زبان

(transitive) To hurt the feelings of; to displease; to make angry; to insult. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رنجاندن

    but stratagem was limited by the dread of offending Dorothea.

    اما هراس رنجاندن دور تا این شیوهها را محدود میساخت.

  • آزردن

    verb
  • رنجیدن

  • ترجمه های کمتر

    • ترساندن
    • (مهجور) تخلف کردن
    • تخطی کردن
    • تخلف کردن
    • خشمگین کردن یا شدن
    • دلخور کردن
    • دلخور کردن یا شدن
    • رخنه کردن در
    • رنجه داشتن
    • سرپیچی کردن
    • مرتکب گناه شدن
    • مفتضح کردن
    • ناخشنود کردن یا شدن
    • نقض کردن
    • وحشت زده شدن
    • کدر کردن
    • کینه ورزیدن
    • گران خاطر کردن یا شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " offend " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "offend" با ترجمه به فارسی

  • تخلف کننده · خاطی · خطا کار · رنجاننده · متخلف · مجرم · مقصر · گناهکار
  • رنجیده
  • بهم برخورد
  • مجرم بی پیشینه · کسی که برای نخستین بار قانون شکنی کرده است
  • غاصب
  • تخلف کننده · خاطی · خطا کار · رنجاننده · متخلف · مجرم · مقصر · گناهکار
  • تخلف کننده · خاطی · خطا کار · رنجاننده · متخلف · مجرم · مقصر · گناهکار
اضافه کردن

ترجمه های "offend" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه