ترجمه "offer" به فارسی
عرضه, پیشنهاد, تقدیم کردن بهترین ترجمه های "offer" به فارسی هستند.
A proposal that has been made. [..]
-
عرضه
nounThe firm had been offering it at one hundred.
شرکتشان آن را به قیمت یک صد دلار عرضه کرده بود.
-
پیشنهاد
nounHe offered me to go to the theater,but there weren't any perfomances on that night.
او به من تئاتر پیشنهاد کرد ولی هیچ اجرایی آن شب نبود.
-
تقدیم کردن
verbAn aide de camp approached with gliding steps and offered him a gold snuffbox, which he took.
آجودان با گامهای سبک و جهنده نزدیک آمده انفیهدان طلایی را به وی تقدیم کرد.
-
ترجمه های کمتر
- داوطلب شدن
- تقدیم
- در اختیار کسی گذاشتن
- ارائه
- پیشکش
- (بیشتر با:up) تقدیم کردن (به خداوند یا مقدسان)
- (فرصت و غیره) پیش آمدن
- (قدیمی - با at) کوشیدن 0
- (نادر) پیشنهاد ازدواج کردن
- ارزانی داشتن
- از خود نشان دادن
- باز نمود 1
- بذل کردن
- بروز دادن
- تعارف (کردن)
- تقدیم داشتن
- خواستار (انجام کاری) شدن
- در معرض فروش گذاشتن
- دست دادن
- رخ دادن
- عرضه داشتن
- عرضه کردن
- نثار کردن
- پیشنهاد خرید یا فروش دادن
- پیشنهاد کردن
- پیشکش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " offer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
پیشنهاد
nounHe offered me to go to the theater,but there weren't any perfomances on that night.
او به من تئاتر پیشنهاد کرد ولی هیچ اجرایی آن شب نبود.
-
پیشنهاد کردن
Verb verbHe offered me to go to the theater,but there weren't any perfomances on that night.
او به من تئاتر پیشنهاد کرد ولی هیچ اجرایی آن شب نبود.
عباراتی شبیه به "offer" با ترجمه به فارسی
-
پیشنهاد
-
نامه پیشنهاد شغلی
-
اختلاف پیشنهاد خرید و فروش
-
تقدیم هدایا برای برقراری صلح · شکر گذاری · قربانی کردن و سپاسگزاری در راه خداوند · پیشنهاد صلح
-
قیمت پیشنهادی
-
پیشنهاد قطعی، پیشنهاد مقطوع
-
عرضه اولیه سهام
-
پیشنهاد کردن