ترجمه "offering" به فارسی
هدیه, پیشنهاد, تقدیم بهترین ترجمه های "offering" به فارسی هستند.
offering
noun
verb
دستور زبان
Present participle of offer. [..]
-
هدیه
nounEvery morning, a fresh offering of bric a brac from the grandfather to Cosette.
هر بامداد هدیه تازهیی از خرد و ریزهای ظریف از طرف پدربزرگ برای کوزت میرسید.
-
پیشنهاد
nounHe offered me to go to the theater,but there weren't any perfomances on that night.
او به من تئاتر پیشنهاد کرد ولی هیچ اجرایی آن شب نبود.
-
تقدیم
nounThis flower girl now offered her blossom to the soul.
این جایگاه دسته گل اکنون گلهایش را به جان تقدیم میداشت.
-
ترجمه های کمتر
- ارائه
- پیشکش
- عرضه
- رهاورد، پیشنهاد
- اعانه
- خیرات
- صدقه
- دهش
- - فروشی
- باز نمود
- برنامه (تئاتر و غیره)
- هر چه که در معرض فروش است
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " offering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Offering
-
پیشنهاد کردن
Verb verbHe offered me to go to the theater,but there weren't any perfomances on that night.
او به من تئاتر پیشنهاد کرد ولی هیچ اجرایی آن شب نبود.
تصاویر با "offering"
عباراتی شبیه به "offering" با ترجمه به فارسی
-
پیشنهاد
-
نامه پیشنهاد شغلی
-
اختلاف پیشنهاد خرید و فروش
-
تقدیم هدایا برای برقراری صلح · شکر گذاری · قربانی کردن و سپاسگزاری در راه خداوند · پیشنهاد صلح
-
قیمت پیشنهادی
-
پیشنهاد قطعی، پیشنهاد مقطوع
-
پیشنهاد · پیشنهاد کردن
-
عرضه اولیه سهام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن