ترجمه "offhanded" به فارسی
بی اندیشه, بی تکلیف, بی مطالعه بهترین ترجمه های "offhanded" به فارسی هستند.
offhanded
adjective
adverb
دستور زبان
in a casual or curt style, without preparation or thought [..]
-
بی اندیشه
-
بی تکلیف
-
بی مطالعه
-
هول هلکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " offhanded " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "offhanded" با ترجمه به فارسی
-
(offhanded هم می گویند) · آنی · بدون تدارک قبلی · بلا مقدمه · بی آمادگی · بی اعتنا · بی توجه · بی فکر · بی نزاکت · فی البداهه · نامتواضع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن