ترجمه "offensively" به فارسی

از راه تهاجم, بطور اهانت آمیز, بطور برخورنده بهترین ترجمه های "offensively" به فارسی هستند.

offensively adverb دستور زبان

in an offensive manner [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • از راه تهاجم

  • بطور اهانت آمیز

  • بطور برخورنده

  • بطور ناگواریا بد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " offensively " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "offensively" با ترجمه به فارسی

  • تقصیر · جرم
  • جرم قانونی
  • بی تعارف
  • حمله عید تت
  • (بازی های ورزشی) خط حمله · (شخص یا قشون و غیره) متجاوز · (نادر) موجب گناه یا ضلالت · آفند · اهانة · اهانت · بزه · بیحرمتی · تاخت · تاختگر · تازش · تازشگر · تجاوز · تخطی · تخلف · تعرض · تقصیر · توهین · تک · تیم حمله (در برابر: تیم دفاع defense) · جرم · حمله · خلاف · دشنام · دلخوری · ذلة · رنجش · رنجیدگی · سبب گمراهی یا تخلف · سر پیچی (از قانون یا اصول اخلاقی) · عامل رنجش · مهاجم · مهاجمه · موجب دلخوری · نا خشنودی · ناخشنود سازی · هجوم · گروه حمله · گناه
  • تهاجم
  • اهانت آمیزی · بدی · بر خورندگی · حالت تهاجم یا حمله · نفرت انگیزی
  • (بازی های ورزشی) وابسته به گروه یا خط حمله · آفند · آفندگر · آفندی · بد · بیزار کننده · تاخت و تاز · تاختگر · تازش · تازشگر · تازشی · تعرض · تعرضی · تنفر انگیز · تهاجم آمیز · تهاجمی · توهین آمیز · تک · تکش · حمله · دلخور کننده · رنجش آور · زننده · مهاجم · موهن · نا مطبوع · ناخوشایند · وابسته به یا برای حمله
اضافه کردن

ترجمه های "offensively" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه