ترجمه "offended" به فارسی

رنجیده ترجمه "offended" به فارسی است.

offended adjective verb

Simple past tense and past participle of offend. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رنجیده

    adjective

    He was deeply offended at Montanelli's treatment of him, and showed it by unusual ceremoniousness.

    او عمیقاً از رفتار مونتانلی رنجیده بود، و آن را به وسیله آداب دانی غیرمعمول خود نشان داد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " offended " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "offended" با ترجمه به فارسی

  • تخلف کننده · خاطی · خطا کار · رنجاننده · متخلف · مجرم · مقصر · گناهکار
  • بهم برخورد
  • مجرم بی پیشینه · کسی که برای نخستین بار قانون شکنی کرده است
  • غاصب
  • (مهجور) تخلف کردن · آزردن · تخطی کردن · تخلف کردن · ترساندن · خشمگین کردن یا شدن · دلخور کردن · دلخور کردن یا شدن · رخنه کردن در · رنجاندن · رنجه داشتن · رنجیدن · سرپیچی کردن · مرتکب گناه شدن · مفتضح کردن · ناخشنود کردن یا شدن · نقض کردن · وحشت زده شدن · کدر کردن · کینه ورزیدن · گران خاطر کردن یا شدن
  • تخلف کننده · خاطی · خطا کار · رنجاننده · متخلف · مجرم · مقصر · گناهکار
  • تخلف کننده · خاطی · خطا کار · رنجاننده · متخلف · مجرم · مقصر · گناهکار
اضافه کردن

ترجمه های "offended" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه