ترجمه "officeholder" به فارسی
دیوان سالار, دیوان گر, صاحب مقام بهترین ترجمه های "officeholder" به فارسی هستند.
officeholder
noun
دستور زبان
A person who holds an office, especially one appointed or elected to a public office; an incumbent [..]
-
دیوان سالار
-
دیوان گر
-
صاحب مقام
-
ترجمه های کمتر
- صاحب منصب دولت
- کارمند دولت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " officeholder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن