ترجمه "offshoot" به فارسی

شعبه, رستاک, پاجوش بهترین ترجمه های "offshoot" به فارسی هستند.

offshoot noun دستور زبان

That which shoots off or separates from a main stem, channel, family, race, etc.; as, the offshoots of a tree. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شعبه

  • رستاک

  • پاجوش

  • ترجمه های کمتر

    • جوانه
    • (هر چیزی که از چیز دیگری منشعب شود) شاخه
    • شاخه نورسته
    • نو رس
    • نو ریشه
    • نو چه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " offshoot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "offshoot" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "offshoot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه