ترجمه "offshore" به فارسی
دور از ساحل, (امریکا) ماورای بحار, برون مرز(ی) بهترین ترجمه های "offshore" به فارسی هستند.
offshore
adjective
verb
adverb
دستور زبان
Moving away from the shore. [..]
-
دور از ساحل
adjectiveThey were a couple Miles offshore partying, doing 17 knots when she jumped from a stateroom.
اونا حدود دو مايل دور از ساحل در حال جشن بودن و با سرعت 17 گره در حال حرکت بودن که اون پريد تو آب.
-
(امریکا) ماورای بحار
-
برون مرز(ی)
-
ترجمه های کمتر
- به سوی دریا
- در دریا
- دریا سوی
- فرا دریا(یی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " offshore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "offshore" با ترجمه به فارسی
-
مراکز مالی برون مرزی
-
بانک فراساحلی
-
حفاری فراساحل
-
نیروگاه بادی دریایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن