ترجمه "offspring" به فارسی
فرزند, نسل, اولاد بهترین ترجمه های "offspring" به فارسی هستند.
offspring
noun
دستور زبان
A person's daughter(s) and/or son(s) [..]
-
فرزند
nounبچه یا اولاد
Right after we were born, Zeus decreed that the gods couldn't have physical contact with their mortal offspring.
درست بعداز بدنيا اومدنمون ،'زاوش'فرمان داده که خدايان نميتونن ارتباط فيزيکي با فرزندانِ انسانيشون داشته باشن.
-
نسل
nounTo accomplish this requires that the offspring also serve in a priestly capacity.
بدین منظور لازم است که نسل زن کهانت نیز بکند.
-
اولاد
nounI have no doubt this boy... is the offspring of Anakin Skywalker.
مطمئنم که اون پسر از اولاد اينيکن اسکاي واکره
-
ترجمه های کمتر
- بَچِّه
- نوادگان
- بچه
- نتیجه
- اعقاب
- دنزرف
- دستاورد
- جوجه
- کره
- (حیوان) توله
- تخم و ترکه
- زاد و رود
- زاد و ولد
- زاده
- زادو ولد
- پس آیندگان
- پی آمد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " offspring " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "offspring" با ترجمه به فارسی
-
اشكال نتاج · دودمان · دودمان بهنژادي · زاده · زاده جانوري · زاده گياهي · فرزند انسان · نتاج
-
فرزند ماده · فرزندهای ماده
-
اشكال نتاج · دودمان · دودمان بهنژادي · زاده · زاده جانوري · زاده گياهي · فرزند انسان · نتاج
-
فرزند نر · فرزندهای نر
-
اشكال نتاج · دودمان · دودمان بهنژادي · زاده · زاده جانوري · زاده گياهي · فرزند انسان · نتاج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن