ترجمه "oratory" به فارسی
سخن سرایی, نمازخانه, سخنوری بهترین ترجمه های "oratory" به فارسی هستند.
oratory
noun
دستور زبان
(not countable) The art of public speaking, especially in a formal, expressive, or forceful manner. [..]
-
سخن سرایی
noun -
نمازخانه
Yes, madame, in your oratory. He is waiting till your majesty is ready.
گفت: آری مادام در نمازخانه شما نشسته و استدعا میکند که علیا حضرت ملکه زود مهیا شوند.
-
سخنوری
He was a jolly man, given to oratory and to chumminess with the arts.
مرد شنگولی بود که مفتون سخنوری و لاس زدن با هنر بود.
-
ترجمه های کمتر
- خطابت
- (کلیسای کاتولیک) انجمن کشیشان
- خطبه خوانی
- خلوتگاه مذهبی
- شیوه سخنرانی
- فن بیان
- کلیسای کوچک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oratory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "oratory"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن