ترجمه "ordered" به فارسی

مرتب, دارای نظم و ترتیب, سفارش داده شده بهترین ترجمه های "ordered" به فارسی هستند.

ordered adjective verb دستور زبان

This word needs a definition. Please help out and add a definition, then remove the text {{rfdef}}. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرتب

    adjective

    Also, the manifest must be in perfect order.

    ضم نا باید بارنامهٔ کشتی هم کام لا مرتب و دقیق باشد.

  • دارای نظم و ترتیب

  • سفارش داده شده

    It had been ordered in Genoa but had not been delivered in tune.

    روغن در جنوا سفارش داده شده بود، ولی به موقع تحویل نشده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • فرموده
    • منظم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ordered " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ordered" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ordered" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه