ترجمه "ordinarily" به فارسی
معمولا, از طریق معمول, برحسب معمول بهترین ترجمه های "ordinarily" به فارسی هستند.
ordinarily
adverb
دستور زبان
in the usual manner [..]
-
معمولا
adverbI don't ordinarily go around kissing guys at parties.
من معمولا نميرم تو پارتي ها يکي رو بگيرم ببوسم
-
از طریق معمول
-
برحسب معمول
-
ترجمه های کمتر
- به روش همیشگی
- به طور عادی
- به میزان متعارف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ordinarily " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن