ترجمه "orgiastic" به فارسی

سرمستانه, شورمندانه, وابسته به عیاشی و میگساری بهترین ترجمه های "orgiastic" به فارسی هستند.

orgiastic adjective دستور زبان

Relating to an orgy; wild, uncontrolled. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرمستانه

  • شورمندانه

  • وابسته به عیاشی و میگساری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " orgiastic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "orgiastic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه