ترجمه "orifice" به فارسی
سوراخ, دهن, دهان بهترین ترجمه های "orifice" به فارسی هستند.
orifice
noun
دستور زبان
A mouth or aperture, as of a tube, pipe, etc.; an opening; as, [..]
-
سوراخ
nounIt appears your trophy's ripping us a new orifice.
به نظر ميرسه شکار يه سوراخ جديد پيدا کرده
-
دهن
noun -
دهان
noun
-
ترجمه های کمتر
- دهانه
- مخرج
- روزنه
- استیم
- فم
- پاچنگ
- گشودگاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " orifice " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "orifice"
عباراتی شبیه به "orifice" با ترجمه به فارسی
-
سوراخ بدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن