ترجمه "oriented" به فارسی
جهت دار, متمایل به, گرویده بهترین ترجمه های "oriented" به فارسی هستند.
oriented
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of orient. [..]
-
جهت دار
-
متمایل به
-
گرویده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oriented " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "oriented" با ترجمه به فارسی
-
شنگ پنجهکوچک خاوری
-
بازارگرایی
-
برنامه نویسی شئ گرا
-
سینهسرخ پیسه خاوری
-
فرش خاور زمین (به ویژه فرش ایران و نواحی اطراف آن) (Oriental carpet هم می گویند)
-
زبان ماشین
-
ورشکستگی بدهکار- محور
-
گرایش جنسی و محیط
اضافه کردن مثال
اضافه کردن