ترجمه "orientation" به فارسی

جهت, جهتیابی, آشنایی بهترین ترجمه های "orientation" به فارسی هستند.

orientation noun دستور زبان

(uncountable) The act of orienting or the state of being oriented. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جهت

    The direction a publication will be printed on a sheet of paper. You can choose either portrait, which is the taller-than-wide orientation, or landscape, which is the wider-than-tall orientation.

    He was just beginning to orientate himself and to feel that he was not wholly an intruder.

    تازه داشت در جهت واقعی خودش قرار میگرفت و احساس میکرد که دیگر تماماً موی دماغ روت نیست.

  • جهتیابی

  • آشنایی

    and this is the orientation film for station six of the dharma initiative

    و این فیلم برای آشنایی با ایستگاه ششم در پیشگامان دارما است. ‏

  • ترجمه های کمتر

    • سمت
    • اوریانتاسیون
    • خوگیری
    • سوگیری
    • سویابی
    • برگزیدگی
    • همسازی
    • جانبداری
    • رجحان
    • نگرش
    • سازگاری
    • سو
    • تشخیص موقعیت
    • جهت يابي
    • جهت گیری
    • جهت یابی
    • حفظ توازن
    • درک محیط
    • وضعیت سنجی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " orientation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Orientation
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرایش

    noun

    And I think that's the orientation that we have to change.

    و گمان میکنم این جهت گیری و گرایش ماست که باید عوض شود.

  • تمایل، روند

عباراتی شبیه به "orientation" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "orientation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه