ترجمه "orientate" به فارسی
(خود را با چیزی به ویژه با محیط) تطبیق دادن, (در جهت معینی به ویژه در جهت مشرق) سوگیری کردن, جهت یابی کردن بهترین ترجمه های "orientate" به فارسی هستند.
orientate
verb
دستور زبان
(UK, intransitive) To face (a given direction). [..]
-
(خود را با چیزی به ویژه با محیط) تطبیق دادن
-
(در جهت معینی به ویژه در جهت مشرق) سوگیری کردن
-
جهت یابی کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- رجوع شود به orient
- سازگار کردن
- قراول رفتن
- همساز کردن
- وفق دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " orientate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "orientate" با ترجمه به فارسی
-
شنگ پنجهکوچک خاوری
-
بازارگرایی
-
برنامه نویسی شئ گرا
-
سینهسرخ پیسه خاوری
-
فرش خاور زمین (به ویژه فرش ایران و نواحی اطراف آن) (Oriental carpet هم می گویند)
-
زبان ماشین
-
ورشکستگی بدهکار- محور
-
گرایش جنسی و محیط
اضافه کردن مثال
اضافه کردن