ترجمه "orienteering" به فارسی

جهتیابی, مسابقه ی دو صحرایی (به کمک قطب نما) بهترین ترجمه های "orienteering" به فارسی هستند.

orienteering noun دستور زبان

racing across unfamiliar countryside using a map and compass

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جهتیابی

    group of sports that requires navigational skills

    Because their positions are so precise, the stars are “helpful guides in navigation, to astronauts in spacecraft orientation, and for star identification.”

    و به دلیل فاصلهٔ دقیق این مجموعه ستارگان «در تشخیص جهتیابی و شناسایی ستارگان دیگر برای فضانوردان بسیار مفید بوده است.»

  • مسابقه ی دو صحرایی (به کمک قطب نما)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " orienteering " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "orienteering" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "orienteering" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه