ترجمه "ostensible" به فارسی
ظاهری, نمایاندنی, وانمودی بهترین ترجمه های "ostensible" به فارسی هستند.
ostensible
adjective
دستور زبان
alleged, having an intention that is possibly but not obviously true [..]
-
ظاهری
He had also reasons, deep rather than ostensible, for being satisfied with his own appearance.
همچنین به دلایلی بیشتر باطنی تا ظاهری از سر و شکل خود رضایت داشت.
-
نمایاندنی
-
وانمودی
-
ترجمه های کمتر
- وانمودین
- مبرهن
- (نادر) هویدا
- قابل ارائه
- نشان دادنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ostensible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ostensible" با ترجمه به فارسی
-
آشکار ساز · انگشت نما ساز · رجوع شود به ostensible · نشان دهنده · نمایان ساز
-
بطور نمایان · بظاهر · به ظاهر
-
آشکار ساز · انگشت نما ساز · رجوع شود به ostensible · نشان دهنده · نمایان ساز
-
آشکار ساز · انگشت نما ساز · رجوع شود به ostensible · نشان دهنده · نمایان ساز
-
بطور نمایان · بظاهر · به ظاهر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن