ترجمه "ostensibly" به فارسی

به ظاهر, بظاهر, بطور نمایان بهترین ترجمه های "ostensibly" به فارسی هستند.

ostensibly adverb دستور زبان

(modal) seemingly, apparently, on the surface [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • به ظاهر

    ostensibly

    Nayak was ostensibly treating these patients As part of a clinical trial for sleep disorders.

    ناياک " به ظاهر به عنوان بخشي از آزمايشات دارويي " اين بيماران رو بخاطر اختلالات خواب درمان ميکرد

  • بظاهر

    Now ostensibly, cosplay means people who dress up

    الان بظاهر، کازپلی یعنی آدمها لباس شخصیتهای محبوبشان

  • بطور نمایان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ostensibly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ostensibly" با ترجمه به فارسی

  • آشکار ساز · انگشت نما ساز · رجوع شود به ostensible · نشان دهنده · نمایان ساز
  • (نادر) هویدا · ظاهری · قابل ارائه · مبرهن · نشان دادنی · نمایاندنی · وانمودی · وانمودین
  • آشکار ساز · انگشت نما ساز · رجوع شود به ostensible · نشان دهنده · نمایان ساز
  • آشکار ساز · انگشت نما ساز · رجوع شود به ostensible · نشان دهنده · نمایان ساز
اضافه کردن

ترجمه های "ostensibly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه