ترجمه "outage" به فارسی
قطع, تعطیل, خاموشی بهترین ترجمه های "outage" به فارسی هستند.
outage
noun
دستور زبان
A temporary suspension of operation, especially of electrical power supply [..]
-
قطع
nounThe pipeline was designed to withstand a power outage.
خط لوله ها طوري طراحي شده که در زمان قطع برق هم مقاوت خودش رو حفظ کنه.
-
تعطیل
noun -
خاموشی
noun
-
ترجمه های کمتر
- (برق) قطع
- (کار و غیره) وقفه
- قطع برق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " outage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "outage" با ترجمه به فارسی
-
خرابی برق · قطع برق · قطع قدرت
-
خرابی برق · قطع برق · قطع قدرت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن