ترجمه "outset" به فارسی
ابتدا, اول, شروع بهترین ترجمه های "outset" به فارسی هستند.
outset
noun
دستور زبان
the beginning or initial stage of something [..]
-
ابتدا
nounThat's why I suggest that we cut through any interagency politics from the outset.
به همين دليل مي خواستم پيشنهاد بدم که ما در ابتدا هيچ مداخله اي نمي کنيم
-
اول
nounIt was decided from the outset that I was to be a lawyer too.
و از همون اول تصميم گرفتند كه من هم بايد حقوق بخونم
-
شروع
noun
-
ترجمه های کمتر
- آغاز
- جشن فارغ التحصیلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " outset " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "outset" با ترجمه به فارسی
-
از همان ابتدا · باشلینن/لاپ اولدن"ترکی"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن