ترجمه "outshoot" به فارسی

قلمبه, بهتر تیراندازی کردن, بیرون جستن بهترین ترجمه های "outshoot" به فارسی هستند.

outshoot verb دستور زبان

(sports, US) To score more goals than the other side in a goal sport such as hockey or soccer [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قلمبه

    noun
  • بهتر تیراندازی کردن

  • بیرون جستن

  • ترجمه های کمتر

    • بیرون زدن
    • قلمبه شدن
    • هرچیز بیرون زده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " outshoot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "outshoot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه