ترجمه "outside" به فارسی

بیرون, خارج, برون بهترین ترجمه های "outside" به فارسی هستند.

outside adjective noun adverb adposition دستور زبان

The part of something that faces out; the outer surface. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیرون

    adverb noun

    outer surface [..]

    I think we should all go outside.

    فکر کنم بایستی همگی بیرون رویم.

  • خارج

    noun adjective

    outer surface

    The car broke down five miles outside of town.

    ماشین پنج مایل خارج از شهر خراب شد.

  • برون

    adverb

    outdoors [..]

  • ترجمه های کمتر

    • خارجی
    • ظاهر
    • حداکثر
    • برونی
    • بیشترین
    • بعید
    • نما
    • فرعی
    • birun
    • بیشینه
    • غیرمحتمل
    • غایب
    • (امکان یا احتمال یا شانس و غیره) کم
    • (ساختمان و غیره) مجاور
    • از خارج دسته
    • بین المللی
    • خارج از منزل
    • در خارج از ساختمان اصلی
    • طرف خارج هر چیز
    • محتمل ترین
    • ناوابسته به گروه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " outside " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Outside proper دستور زبان

(slang, US) To residents of Alaska, the rest of the United States, especially the contiguous 48 states south of Canada. [..]

+ اضافه کردن

"Outside" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Outside در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "outside" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "outside" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه