ترجمه "over" به فارسی

روی, بر, بالای بهترین ترجمه های "over" به فارسی هستند.

over adjective noun interjection adverb adposition دستور زبان

Finished; ended or concluded. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روی

    noun adposition

    Tom spilled red wine all over Mary's white dress.

    تام شراب قرمز را ریخت روی لباس سفید مری.

  • بر

    adposition

    She got over the shock of her father's death.

    او بر شوک مرگ پدر خودش غلبه کرد.

  • بالای

    noun

    He must be over sixty.

    قطعا عمرش بالای شصت سال است.

  • ترجمه های کمتر

    • رویی
    • سر
    • طی
    • سرتاسر
    • دوباره
    • برفراز
    • فرو
    • اضافه
    • واژگون
    • زیاده
    • زیادی
    • هنگام
    • سرنگون
    • مافوق
    • کاملا
    • بالایی
    • مازاد
    • فوقانی
    • مختوم
    • نگون
    • پریدن
    • (از روی)
    • (با فعل : be) تمام
    • (در) آن طرف
    • (ندا- در مکالمه رادیویی و بی سیم و غیره) همین !
    • - بار 5
    • از (فراز)
    • از 0
    • از بالای چیزی رد شدن
    • از روی 5 - بر 6 - در
    • از روی چیزی گذشتن
    • باقی مانده
    • بر روی
    • برسر 6
    • برونی (معمولا در ترکیب :overcoat) 8
    • به 1
    • به زیر
    • بیش از
    • بیش ازحد
    • بیشتر 8 - در آن سوی
    • تمام ! 0
    • در خلال
    • در روی
    • در طرف مقابل
    • درباره ی
    • زیاده (معمولا در ترکیب : oversupply) 7
    • سر آمده 3
    • متجاوز از
    • مصرف نشده 9
    • همه 2
    • وارو (نه) 4
    • پایان یافته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " over " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Over
+ اضافه کردن

"Over" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Over در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "over"

عباراتی شبیه به "over" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "over" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه