ترجمه "overshadow" به فارسی
تحت الشعاع قرار دادن, تیره کردن, سایه افکندن بر بهترین ترجمه های "overshadow" به فارسی هستند.
overshadow
verb
دستور زبان
(transitive) To obscure something by casting a shadow. [..]
-
تحت الشعاع قرار دادن
-
تیره کردن
had hardly troubled his gaze andhad not overshadowed that face of imperial certainty.
به زحمت توانسته بودند اضطرابی در نگاهش ایجاد کنند و این چهره شاهانه را که سرشار از اطمینان بود هیچ تیره نکرده بودند.
-
سایه افکندن بر
-
ترجمه های کمتر
- کم اهمیت کردن
- کم نور کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " overshadow " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "overshadow" با ترجمه به فارسی
-
سایه افکندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن