ترجمه "overset" به فارسی
برانداختن, به زیر آوردن, ترجمه كردن بهترین ترجمه های "overset" به فارسی هستند.
overset
verb
دستور زبان
(obsolete) To set over (something); to cover. [..]
-
برانداختن
-
به زیر آوردن
-
ترجمه كردن
-
ترجمه های کمتر
- غالب شدن
- فائق شدن
- فرو افکندن
- فرو افکنی
- واژگون سازی
- واژگون کردن
- چپه کردن
- چیره شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " overset " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن