ترجمه "overseer" به فارسی

سرپرست, سرکار, ناظر بهترین ترجمه های "overseer" به فارسی هستند.

overseer noun دستور زبان

One who oversees or supervises. A supervisor. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرپرست

    noun

    The new overseer did not take offense at this outburst, but neither could he ignore it.

    سرپرست جدید از رفتار تند او آزرده نشده بود، اما نتوانست آن را نادیده نیز بگیرد.

  • سرکار

    noun
  • ناظر

    noun

    Didn't he want you to hire him as an overseer?

    ازتون نخواسته که بعنوان يه ناظر استخدامش کني ؟

  • ترجمه های کمتر

    • مباشر
    • مراقب
    • ناظرر
    • مشرف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " overseer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "overseer" با ترجمه به فارسی

  • (به ویژه در مورد جعبه و چمدان و محموله) · بزرگتر از اندازه ی معمول (oversized هم می گویند) · بسیار بزرگ
اضافه کردن

ترجمه های "overseer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه