ترجمه "pacificator" به فارسی
مصلح, اشتی جو, اشتی ده بهترین ترجمه های "pacificator" به فارسی هستند.
pacificator
noun
دستور زبان
A peacemaker, a pacifier. [..]
-
مصلح
-
اشتی جو
-
اشتی ده
-
ترجمه های کمتر
- صلح جو
- صلح کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pacificator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pacificator" با ترجمه به فارسی
-
سرزمين تحت قيموميت در اقيانوس آرام
-
اقیانوس آرام مرکزی غربی
-
اقیانوس آرام
-
کاکایی اقیانوس آرام
-
سرزمین های کرانه ی اقیانوس آرام (به ویژه در اشاره به روابط بازرگانی)
-
اقیانوس هند-آرام
-
اقیانوس آرام شمالی
-
آسیا و اقیانوس آرام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن