ترجمه "pact" به فارسی
پیمان, معاهده, عهد بهترین ترجمه های "pact" به فارسی هستند.
pact
noun
دستور زبان
An agreement; a compact; a covenant. [..]
-
پیمان
nounMore and more witches talking about making a pact with this darkness.
هر روز جادوگرای بیشتری درمورد پیمان بستن با این تاریکی حرف میزنن
-
معاهده
nounTwo, but that was the day of the pact.
دو تا ، ولی این مال همون روز معاهده بوده
-
عهد
nounMade little pacts to support and pique our every desire.
يه کوچولو هم عهد بسته بوديم که تمام آرزوهاي همديگه رو حمايت کنيم
-
ترجمه های کمتر
- qerârdâd
- سامه
- عهد نامه
- قول و قرار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pact " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pact" با ترجمه به فارسی
-
قرارداد عدم تجاوز · قرارداد عدم تعرض
-
پیمان ورشو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن