ترجمه "pad" به فارسی

جاده, دفترچه, دفتر بهترین ترجمه های "pad" به فارسی هستند.

pad verb noun interjection دستور زبان

A flattened mass of anything soft, to sit or lie on. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جاده

    noun

    It walks over the pad, and you know who it is.

    آنها در طول جاده حرکت میکنندو شما میفهمید که اون کیه

  • دفترچه

    On his lap, Nick was holding a pad of paper and a ballpoint pen.

    نیک یک دفترچه یادداشت و یک خودکار، روی زانوهایش قرار داده بود.

  • دفتر

    noun

    with a pad on her knee, writing letters.

    دفتر نامه نویسی بر زانو داشت و نامه مینوشت.

  • ترجمه های کمتر

    • لایی
    • بالشتک
    • چنبره
    • پر
    • اتاق
    • تامپون
    • حفاری
    • کتابچه
    • آراستن
    • (انگلیس) راه باریک
    • (بخش نرم پنجه ی حیواناتی مانند سگ و گربه و گرگ) پا نرمه
    • (برخی گیاهان آبزی) برگ شناور
    • (خودمانی) آپارتمان
    • (خودمانی) بستر
    • (صورت هزینه یا رسید و غیره) دستکاری کردن و افزودن (بر مبلغ)
    • (مبل و صندلی و غیره) تودوزی کردن
    • (نطق یا نگارش) شاخ و برگ دادن
    • (هر چیزی که صندلی و غیره را نرم و راحت می کند یا جلو اصطکاک را می گیرد) تودوزی
    • (پزشکی - پوشش نرمی که روی زخم می گذارند) نرم پوش
    • از حشو و زواید پر کردن 3
    • اسب خوش گام
    • اسب راهوار
    • استامپ (ink pad و stamp pad هم می گویند)
    • بزرگ کردن
    • بی صدا راه رفتن
    • تختخواب 0
    • رجوع شود به launch pad
    • رهنوردی کردن
    • زین نرم و تودوزی شده
    • سکوی پرتاب موشک
    • لایی دار کردن
    • لایی گذاری کردن
    • محل حفر
    • محل زندگی 1
    • نرم رویه
    • نرم رویه دار کردن 2
    • نرم لایه
    • نرم لایه دار کردن
    • نرم پنجه
    • نرم پوش
    • پای پیاده رفتن
    • پیاده سفر کردن
    • کوره راه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pad " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pad

The default gradient brush option where the color values at the ends of the gradient vector fill the remaining space.

+ اضافه کردن

"Pad" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pad در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

PAD
+ اضافه کردن

"PAD" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای PAD در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pad"

عباراتی شبیه به "pad" با ترجمه به فارسی

  • لایه زیرین
  • سکوی پرتاب موشک
  • برگ پهن و شناور نیلوفر آبی (waterlily)
  • لایه زیرین
  • لایه ی گرمساز · لحافچه ی برقی (برای گرم کردن جاهای دردناک و غیره ی بدن)
  • (برای پرتاب موشک و غیره) سکوی پرتاب · سکوی پرتاب · سکوی پرتاب موشک · پرتابگاه (launching pad هم می گویند)
  • پد یکبار مصرف
  • کاغذ یادداشت
اضافه کردن

ترجمه های "pad" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه