ترجمه "painstaking" به فارسی

باوجدان, ساعی, وسواسی بهترین ترجمه های "painstaking" به فارسی هستند.

painstaking adjective noun دستور زبان

Carefully attentive to details; diligent in performing a process or procedure. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باوجدان

    adjective
  • ساعی

    adjective
  • وسواسی

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • کوشا
    • محتاط
    • (مستلزم دقت و زحمت زیاد) دقیق
    • جهد آمیز
    • پر جد و جهد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " painstaking " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "painstaking" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه