ترجمه "pains" به فارسی

آلام, رنج, زحمت، تلاش، تقلا، کوشش بهترین ترجمه های "pains" به فارسی هستند.

pains verb noun

Plural form of pain. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آلام

  • رنج

    noun

    My father is oblivious to the emotional pain his abuse caused me.

    پدرم توجهی به رنج عاطفی که بر اثر سوءاستفاده در من ایجاد کرده است، ندارد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pains " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pains
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زحمت، تلاش، تقلا، کوشش

عباراتی شبیه به "pains" با ترجمه به فارسی

  • درد مزمن
  • سندرم درد میوفاسیال
  • درد بیضه
  • (قدیمی) رجوع شود به painstaking · آزار دهنده · آزارگر · بد · برخورنده · جانکاه · جانگداز · درد آور · درد انگیز · دردناک · رنج انگیز · پر درد سر · پر زحمت
  • درد رمک
  • کمر درد
  • درد · دردناکی · رنج · رنج اوری · زحمت · سختی
  • درد شکمی
اضافه کردن

ترجمه های "pains" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه