ترجمه "painfully" به فارسی
سخت, بارنج, بزحمت بهترین ترجمه های "painfully" به فارسی هستند.
painfully
adverb
دستور زبان
In a painful manner; as if in pain. [..]
-
سخت
adjectiveThey always get perky when you're being painfully earnest.
، هميشه وقتي مي خواي خودتو بِنَمايي اونا هم سخت نمايان ميشن جون تو
-
بارنج
-
بزحمت
-
ترجمه های کمتر
- با درد
- بااندوه یا محنت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " painfully " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن