ترجمه "palpability" به فارسی
محسوسیت, هویدایی, لمس پذیری بهترین ترجمه های "palpability" به فارسی هستند.
palpability
noun
دستور زبان
The quality of being palpable. [..]
-
محسوسیت
-
هویدایی
-
لمس پذیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " palpability " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "palpability" با ترجمه به فارسی
-
آشکار · بساوش پذیر · فهمیدنی · قابل درک · قابل لمس · محسوس · مشهود · ملموس · هناییده · هویدا · پرماس پذیر
-
اشکارا · بطور محسوس · چنانکه بتوان انرا لمس کرد
-
مشهودیت، هویدائی ،پیدائی، آشکاری
-
آشکار · بساوش پذیر · فهمیدنی · قابل درک · قابل لمس · محسوس · مشهود · ملموس · هناییده · هویدا · پرماس پذیر
-
آشکار · بساوش پذیر · فهمیدنی · قابل درک · قابل لمس · محسوس · مشهود · ملموس · هناییده · هویدا · پرماس پذیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن