ترجمه "palpation" به فارسی
لمس, پرواس, دست مالی بهترین ترجمه های "palpation" به فارسی هستند.
palpation
noun
دستور زبان
(medicine) The act of feeling or pushing on various parts of a patient’s body to determine medical condition such as the normality of organs or the presence or absence of tumors, swelling, muscle tension, etc. [..]
-
لمس
I percussed. I palpated. I listened to the chest.
من دق كردم، لمس كردم و به قفسه سينه او گوش دادم.
-
پرواس
-
دست مالی
-
معاینه دستی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " palpation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "palpation" با ترجمه به فارسی
-
تشخیص آبستنی · لمس راسترودهاي
-
(به ویژه در معاینه ی پزشکی) لمس کردن · (جانورشناسی) دارای پرماس شاخک · با دست حس کردن · بساویدن · لمس کردن · پرماس شاخک دار · پرماسیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن